تریو یکی از فرمهای دوستداشتنی برای من است که به موزیک کلاسیک عشق میورزم، به ویژه تریو پیانو. همیشه وقتی که به یک تریو پیانو گوش میکنم، حس میکنم که دارم به یک ماجرای عشقی سه نفره گوش میکنم و ویولن و ویلنسل دارند با نوای گاه اندوهناک و گاه شادشان به پیانو ابراز عشق میکنند، پیانو هم دارد با نوای لطیفش به ابراز عشق آندو پاسخ میدهد و اعتراف میکند که او هم نسبت به آندو حسی عاشقانه دارد. این احساس دیرپا سبب شد که دو سال پیش به این فکر بیفتم که چند داستان کوتاه با موضوع عشق سه جانبه بنویسم و آنها را در مجموعهای جا دهم. در این دو سال چند نام برای این مجموعه انتخاب کردم و در نهایت نام «تریو عشق» را بیشتر از دیگر نامها پسندیدم و این نام را برایش انتخاب کردم. نخستین داستان این مجموعه را در بهار سال ۱۴۰۳ نوشتم و نامش را «تریو پیانو» گذاشتم. آخرین داستان را هم در مرداد ۱۴۰۵ نوشتم و نامش را «تامارا» گذاشتم.
کتاب داستان «تریو عشق» دربرگیرندهی هفت داستان کوتاه است که همگی موضوعی مشترک دارند و موضوع مشترکشان عشق سه جانبهی ناکام و تراژیک و غمانگیز است. بیشتر این داستانها دارای پسزمینهای با رنگ و نقش موزیک کلاسیک هستند و چندتایشان را هم با الهام از جند قطعهی موزیک کلاسیک ساخته و پرداختهام.
ناکامی و حرمانی که دارای پایانی تراژیک است، به جز در یک داستان (تامارا)، در دیگر داستانها دست کم به مرگ یکی از کاراکترها و در داستان «تریو پیانو» به مرگ هرسه کاراکتر میانجامد، رنگی تیره و غمانگیز به داستانها داده و فضای آنها را آکنده از هوایی گرفته و دلگیر کرده، اگرچه، به باور من، وجود عنصرهایی برگرفته از دنیای موزیک و رمان و سینما و تئاتر و طنز و شوخی، از تیرگی فضای داستانها کاسته و نوعی روشنایی دلگشا در آنها پدید آورده که از تیرگی تراژیک داستانها کاسته و با آن نوعی تعادل برقرار کرده و رنگی چندگانه به داستانها داده که من آن را خیلی دوست دارم.
امیدوارم که خوانندگان این داستانها از آنها خوششان بیاید و با نویسندهی آنها احساس همدلی کنند و در اندوه و شادیاش در دقیقهها و ساعتهای نوشتن این داستانها، سهیم شوند.
متن این کتاب داستان را به صورت فایل پی دی اف، در کتابخانهی الکترونیکی سایتم، آپلود کردهام و در آنجاَ در دسترس خواهندگان است.